برهنه پیش آفتاب

امروز رو خیلی دوست داشتم. هم روز خوبی داشتم و هم شب خوبی. البته هنوز ادامه داره. دیشب هم که ولنتاین بود خیلی خوب بود. کلی خاطره انگیز شد برام نیشخند

 امشب کلاسم که تموم شد، داشت برف می بارید. خیلی خوشگل بود؛ از اون برفا که آدمو یاد شب کریسمس میندازه. هوا سرد نبود خیلی و این باعث میشد آدم با لذت قدم بزنه تو برف. من و مینا بعد کلاس رفتیم قائم چون مینا می خواست عروسک "تینکربل" به من نشون بده. بعدش منم گفتم که چند شب پیشش واسه کوثر از یه بوتیک اسباب بازی فروشی، یه "پونی" کوچولو خریده بودم (راستی همین الان که اینو مینویسم، داره برف می باره)

بعدش با مینا تصمیم گرفتیم اونجا هم بریم و نتیجه ش این شد که هر کدوم صاحب 5 تا پونی شدیم و بسیار خوشحالییییییییییییییم هورا

اگه بدونین تهران چه برف خوشگلی داره میباره   قلبلبخند

نوشته شده در چهارشنبه ٢٦ بهمن ۱۳٩٠ساعت ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ توسط نظرات ()

Design By : Pars Skin